تبليغاتX
خاطرات پرستاري
 امانت

شیفت عصر و شب بودم طبق روتین هر شیفت ،شبها موقع خواب بیمارا میریم سری به اونا میزنیم که یه موقع تو خواب مشکلی براشون پیش نیاد

هر دفعه رفتم به آقای پ سر بزنم میدیدم بیداره بعدش هم بطور تهاجمی تو تختش میشینه و با لحن خاصی میگه شما خواب ندارین؟برای چی اومدی اینجا؟اولش ترسیدم بعد براش توضیح دادم که کارمون ایجاب میکنه . متوجه شد ولی میگفت نمیخاد به من سر بزنی ، اما ما باید کارامونو انجام میدادیم.

چند بار هم برای چک آنژیوکتش و سرمها رفتم پیشش انگار نه انگار که توضیح دادی

صبح به من میگه : خانم دیشب نمیدونی اینجا چه خبر بود. چند نفر هر کدوم چند بار اومدن تو اتاق من

گفتم: خوب اومدن کاراشونو انجام بدن و یا بهتون سر بزنن

گفت : این سرمها چیه اصلا دکتر کیه که به من سرم میده ، من سر زدن لازم ندارم که همشون اومده بودن سراغ این دستگاه که امانت پیش من گذاشتین.

میدونین کدوم دستگاه رو میگفت؟

دستگاه تله مانیتورینگ که به مریضهامون وصل میکنیم

|+| نوشته شده توسط مهتا در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388  |
 
 
بالا

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد