شیفت عصر و شب بودم طبق روتین هر شیفت ،شبها موقع خواب بیمارا میریم سری به اونا میزنیم که یه موقع تو خواب مشکلی براشون پیش نیاد
هر دفعه رفتم به آقای پ سر بزنم میدیدم بیداره
بعدش هم بطور تهاجمی تو تختش میشینه و با لحن خاصی میگه شما خواب ندارین
؟برای چی اومدی اینجا
؟اولش ترسیدم بعد براش توضیح دادم که کارمون ایجاب میکنه . متوجه شد ولی میگفت نمیخاد به من سر بزنی ، اما ما باید کارامونو انجام میدادیم.
چند بار هم برای چک آنژیوکتش و سرمها رفتم پیشش انگار نه انگار که توضیح دادی
صبح به من میگه : خانم دیشب نمیدونی اینجا چه خبر بود. چند نفر هر کدوم چند بار اومدن تو اتاق من
گفتم: خوب اومدن کاراشونو انجام بدن و یا بهتون سر بزنن
گفت : این سرمها چیه اصلا دکتر کیه که به من سرم میده ، من سر زدن لازم ندارم که همشون اومده بودن سراغ این دستگاه که امانت پیش من گذاشتین.
میدونین کدوم دستگاه رو میگفت؟
دستگاه تله مانیتورینگ که به مریضهامون وصل میکنیم
|
+| نوشته شده توسط
مهتا در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
|