خیلی وقت بود از دوستم (خانم پرستار ث) خبری نداشتم
بهش زنگ زدم کمی صداش ناراحت و آمیخته به درد بود تو مطب دکتر بود و گفت بعدا زنگ میزنه
نگرانش شدم زنگ زدم به یکی از دوستان مشترکمون و احوالشو پرسیدم
خانم پرستار ل گفت : موقعی که شیفت شب بوده بچه ای موقع خواب غلت میخوره و از تخت می افته
اما قبل از اینکه به زمین برسه
می افته رو دستای خانم پرستار ث
و از عوارض سقوط از تخت در امان میمونه اما ... 
این همون دستی است که موقع احیای مریض ضرب دیده و شکسته بود البته جان مریض با شکستن دست خانم پرستار ث تضمین شد و حالش خوب شد و مرخص شد.
الان هم همون دست دچار آسیب شدید (تاندونهای مچ دست) شده 
چند هفته بعد رفتم بیمارستانشون
بچه ها میگفتن بعد از فیزیوتراپی هنوز هم کارهای شخصیش رو با سختی زیاد انجام میده و استعلاجی میاره و کسی که همیشه فعال بوده مجبوره خونه بمونه از همه دردناکتر اینکه مسئولین پرستاری میگن چرا نمیاد شیفت بده؟استعلاجیش مورد قبول نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شما بگین این حرفشون چه معنایی میتونه داشته باشه؟
|
+| نوشته شده توسط
مهتا در جمعه بیست و ششم تیر 1388
|