اولين بيماري كه من دانشجوش بودم ، آقای معصومی استاد در رشته ورزشهای رزمی بود و از سلاح های پیشرفته عراقی ها خیلی تعریف میکرد . دست راستش گلوله خورده بود و زخم روي اون عفوني شده بود ، موقع پانسمان خيلي درد ميكشيد و منم بايد كارمو ميكردم اما براي اينكه درد ميكشيد ناراحت بودم
|
+| نوشته شده توسط
مهتا در یکشنبه یازدهم فروردین 1387
|