تبليغاتX
خاطرات پرستاري - اولین بيمار
 اولین بيمار

اولين بيماري كه من دانشجوش بودم ، آقای معصومی استاد در رشته ورزشهای رزمی بود و از سلاح های پیشرفته عراقی ها خیلی تعریف میکرد . دست راستش گلوله خورده بود و زخم روي اون عفوني شده بود ، موقع پانسمان خيلي درد ميكشيد و منم بايد كارمو ميكردم اما براي اينكه درد ميكشيد ناراحت بودم

|+| نوشته شده توسط مهتا در یکشنبه یازدهم فروردین 1387  |
 
 
بالا

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد