روز ملاقات که میشد بخش انقدر شلوغ میشد که بعد از رفتن ملاقات کننده ها کمی طول میکشید تا زمان و مکان رو حس کنم فشارخون بیماران بالا میرفت درد شون زیاد میشد و ... خلاصه کار م اضافه میشد برای همین از ساعت ملاقات خاطره خوبی ندارم درسته که ملاقات کردن بر بهتر شدن روحیه مریض اثر داره اما اونم شرایط داره شما تصور کنین خانمی که برای ملاقات مریض میاد با کفشایی که تق تق صدا میده عطر تند و موهای درست کرده و آرایش آنچنانی و ... انگار اومده عروسی با این اوضاع فکر میکنم مریض بیشتر مریض میشه تا اینکه روحیه پیدا کنه یا اینکه التماس میکنن این بچه بره باباشو یا مادر بزرگشو یا مادرشو یا ... ببینه آخه بچه نسبت به عفونتها مقاومتش کمتره شما چطور دلتون میاد اونارو در معرض انواع بیماریهای شناخته و نا شناخته قرار بدین ؟یا رعایت نکردن بیمار هم اتاقی که مجبوره سروصدا و خنده های بلند رو تحمل کنه وقتی یادم می افته واقعا تاسف میخورم
|+| نوشته شده توسط
مهتا در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387
|
فالنامه براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد