تبليغاتX
خاطرات پرستاري - کار
 کار

نمیدونم چرا انقدر بی رمق و بی حالم بعد از تموم شدن شیفتم اومدم خونه یه عالم کار دارم اما حالم خوب نیست فشار خونم و گرفتم پایینه آخه چرا؟بیدار موندن اذیتم میکنه وقتی میام خونه مثل مرده متحرکم امروز با اینکه امروز آف دومم بودم اما تا ظهر خواب بودم بازم احساس خستگی میکنم و هیچ کار مفیدی نمیتونم انجام بدم آخ یادم افتاد که فردا عصر و شبم آخه چرا کسی ما رو نمیفهمه؟بابا ساعت کارمون زیاده تا یه مریض طوریش میشه تا درمانش کنیم جونمون درمیاد نمیدونین چه استرسی داریم فرقی هم نمیکنه از دکتر کشیک تا خدمه استرس داریم

|+| نوشته شده توسط مهتا در جمعه هفدهم خرداد 1387  |
 
 
بالا

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد